العلامة المجلسي (مترجم: تهرانى)
197
بحار الأنوار (ج65) (شيعه در پيشگاه قرآن و اهل بيت ع) (فارسى)
خشمگين نباشم و اين ابتلاء باعث رهائى او از شر گناهش مىشود ، پس آيا در نزد دوستان و ياران تو چيزى از اين هست ؟ پس سرزنش كن ، يا دست بردار « 1 » . بيان : رسيس ، يعنى چيز ثابت و پايدار كنايه از اعتياد است يا چيز كمى كه موجب حرام شود يا اوّل هر چيز را گويند در قاموس گويد رس اوّل هر چيز است و از همان معنى است رسّ الحمى و رسيسها يعنى ابتداء تب و رسّ الاصلاح و الافساد و الحفر و الدّس يعنى ابتداء اصلاح و خرابكارى و كندن و توطئه چينى و رسيس شىء ثابت و ابتداء دوستى و تب را گويند و گويد الوليف ، يعنى برقى كه تابش و درخشندگى آن پشت سر هم است مثل ولوف و يكنوع از دويدن را كه پاها با يك ديگر به زمين برسد و همچنين آمدن دست جمعى را وليف گويند « 2 » و ولاف و مؤالفه بمعنى الفت يافتن و انتساب و خويشاوندى و اتصال است و گويد لأف الطعام بر وزن منع يعنى غذا را به خوبى خورد و لفت الطعام لوفا يعنى غذا را خوردم يا جويدم و لوف گياه يا غذائى را گويند كه كسى در آن ميل نكند و كلأ ملوف يعنى گياهى كه باران او را شسته باشد . فلم اودع ، يعنى اگر دانستى آنچه را گفتم پس اگر خواستى سرزنش كن و بر اين ملامت كردن پايدار بمان تا عذاب شوى يا ملامت را ترك كن تا نجات يا بى 93 - كنانى گويد ، من و زراره خدمت حضرت صادق عليه السّلام بوديم فرمود آتش دوزخ نميچشد كسى را كه اين امر ( تشيّع ) را وصف كند ، زراره عرضكرد بعضى از افرادى كه امر تشيع را مىستايند مرتكب گناهان كبيره ميشوند فرمود مگر نمى - دانى آنچه را كه پدرم در اين باره ميفرمود ؟ پدرم ميفرمود اگر مؤمن يكى از اين كارهاى هلاكتبار را انجام دهد خداوند او را بنوعى ناراحتى جسمى يا بترس مبتلا ميسازد تا وقتى از دنيا بيرون ميرود از گناهانش نيز بيرون رود « 3 »
--> ( 1 ) تمحيص و رياض الجنان . ( 2 ) قاموس ج 3 ص 206 . ( 3 ) تمحيص .